حسن حسن زاده آملى
211
هزار و يك كلمه (فارسى)
جذب نموده و با برگها از هوا جذب كرده و به واسطه تركيب اينها خداوند درخت و چوب و سيب و گلابى و ميوههاى ديگر را مىآفريند ، و اين صورتهاى عجيبه و خواصّ مختلفه كه سيب براى قوّت قلب فايده دارد ، گلابى براى چيز ديگر و هكذا ، امورى است كه وقتى آب و خاك و اجزاى ديگر به ترتيب مخصوصى با هم تركيب نشوند آن خاصيت پيدا نمىشود . در حيوان و انسان اين تأليف و امتزاج واضحتر است ؛ زيرا كه حرارت آتش و رطوبت آب و خشكى خاك و وجود هوا به خوبى ظاهر است كه اگر اين كيفيتهاى متضادّه با هم نسازند روح حيوانى و انسانى دميده نمىشود كه روحى مانند شيخ أبو على سينا و فارابى در عقل و سيد مرتضى و علامه حلّى و ساير بزرگان در عالم ظاهر شوند و اين همه كتب و تأليف و علوم از خود بگذارند و مردم را هدايت كنند به راههاى سعادت و احكام دين مبين و غير ذلك ، اين روحهاى قوى از كجا پيدا مىشود ؟ از آنجا كه خداوند به قدرت كامله اين عناصر را با هم تأليف و تركيب نموده و دشمنها با هم ساختهاند . وقتى اين دشمنها متّحد گرديدند هر چه اتّحادشان قويتر باشد و الفتشان شديدتر ، روح فائض بر آنها قويتر و محكمتر است : « كلّما كان المزاج أعدل كانت النفس الفائضة عليه بمبدئها أشبه » . « 1 » شايد بعض از اهل اين زمان ايراد كنند كه عناصر موافق با عقايد قديمىهاست . مىگوييم غرض ما مثال زدن بود و بر فرض عناصر هفتاد و دو يا بيشتر باشد - چنان كه فرنگيها مىگويند - باز عناصرى كه اينها گفتهاند با هم متباين هستند و به قوه قاهره ما فوق الطبيعه با يكديگر تأليف يافتهاند ؛ به دليل اينكه سلّول حيوانى و نباتى و الياف - و به اصطلاح خود پرتيلاسم - را نمىتوانند درست كنند ، با اينكه اجزا و جزئيات آن كاملا مشهود و معلوم است ؛ يعنى مىدانند گوشت و تخم نبات و حيوان مركب است از چقدر آب و چقدر از فلان دوا و فلان چيز ، مع ذلك نمىتوانند آن را درست كنند .
--> ( 1 ) - إشارات ، آخر نمط دوم .